website statistics
سایه‌ها و باورهای خاکستری

عاشقانه‌ترین فیلم‌های ۲۰۰۹ عاشقانه‌ترین فیلم‌های ۲۰۰۹
اگر به دنبال جدیدترین فیلمهای رمانتیک و عاشقانه هستید کلیک کنید
مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 10 تیر ماه سال 1388


آنان که در باره‌ی نقش زنان در زندگی فردی و اجتماعی، نگاهی فراکشنده و یا فروکشنده‌ی اغراق‌آمیز دارند، قبل از آن که خدمتی به جامعه‌ی انسانی و رشد آن انجام‌دهند، راه را برای دریافت‌های ساده‌دلانه و یا حتی توأم با تعصب‌های کور و کر باز می‌کنند. البته این نوع قضاوت، اگر در باره‌ی مردان نیز اِعمال‌شود، نه تنها هیچ‌گونه اعتبار علمی ندارد بلکه به همان اندازه زیان‌بار است که در مورد زنان بر زبان می‌آید. آنان که نسبت به هرکدام از این نیمه‌ی دیگر بدنه‌ی جامعه‌ی انسانی، قضاوت‌هایی خامانه و «جدابافته» ابراز می‌کنند، در عمل نشان می‌دهند که جهان را از سوراخ تنگ سوزن‌هم، تنگ‌تر و کوچک تر می‌بینند. ادبیات کشور ما نمونه‌های بسیاری دارد که مردان را به عنوان مظهر هوش و نیرومندی، بالاکشیده‌است و زنان را به عنوان موجوداتی فتنه‌گر و مرموز، به اعماق افسانه و جادو رهاساخته‌است. حتی «جیمز استفنز»/James Stephens» نویسنده‌ی انگلیسی در سده‌ی نوزدهم و بیستم میلادی، از این قضاوت اغراق‌آمیز برکنار نمانده‌است. او می‌گوید:«زنان هوشیارتر از مردانند. آن ها خیلی چیزها را نمی‌دانند اما خیلی چیزها خوب می‌فهمند.» این حرف نویسنده‌ی انگلیسی، به طور قطع در مورد فرد یا افراد خاصی می‌تواند مصداق داشته‌باشد اما نمی‌تواند به عنوان پدیده‌ای قانونمند و همگانی مورد استناد قرارگیرد.  

شنبه 30 خرداد ماه سال 1388


یکی از انباره‌های اعتبار رفتاری و گفتاری انسان‌ها، تجربه و سن آن‌هاست. کمتر کسی حضور این عامل را در زندگی انسان، منکر شده‌است. اگر انسان در یک زمینه‌ی معین، تجربه نداشته‌باشد، خود را بیشتر مانند یک نوآموز احساس می‌کند تا فردی که در بسیاری زمینه‌های دیگر، از دانش و تجربه‌ی بسیاری برخوردار است. البته در این مورد، استثناء نیز وجود دارد. منظورم از استثناء، بیشتر به کسانی برمی‌گردد که خود را به طور مادرزادی، نابغه‌ی دهر می‌پندارند و در همه‌ی زمینه‌ها متخصص. انکار نمی‌توان کرد که تجربه از آن موردهایی است که انسان برای کسب آن، نیاز به گذشت زمان دارد. گذشت زمان، از طرف دیگر، انسان را پیر می‌کند و درست از همین‌روست که بسیاری از انسان‌های باتجربه و دارای سن و سال بالا، مدعی می‌شوند که موی خود را در آسیاب سفید نکرده‌اند. غرض آنان این است که سفیدی موهایشان حاصل گشت و گذار در جامعه‌ی انسانی و معاشرت با مردمانی بوده‌است که هرکدام برای خود، دارای اعتبار و ادعایی بوده‌اند. در همین زمینه، خانم «ماری درسلر/ Marie Dressler» هنرپیشه‌ی کانادایی چنین می‌گوید:«مهم آن نیست که ما چقدر پیر شده‌ایم. مهم آن است که ما چگونه پیرشده‌ایم.»

شنبه 23 خرداد ماه سال 1388

در سال 1356 خورشیدی، مردی به نام فضل‌الله گرگانی، کتابی نوشت به نام «تهمت شاعری» و در آن با احساساتی پرشور و حق به جانب، ادعاکرد که پروین اعتصامی، هرگز شاعر نبوده‌است و دیوان شعری که به نام اوست در واقع اشعار شخص دیگری است. این که حرف‌های او چقدر می‌تواند مستند و باورمندانه‌باشد، باید از این نکته حرکت‌کرد که هرکس کتاب او را بخواند، با توجه به زمینه‌های ذهنی خویش، درخواهدیافت که استدلال نویسنده تا کجا می‌توانسته،ریشه در سرزمین یک تفکر سالم و منطقی داشته‌‌باشد. از بد یا خوب روزگار، من این کتاب را در همان زمان انتشار، به دلیل ارادت فکری‌ام به پروین اعتصامی، با کنجکاوی تمام خواندم. اما حرف‌های نویسنده، چیزی را در ذهن من عوض نکرد. من هم اکنون نه کتاب را در برابر خود دارم و نه جزئیات نوشته‌های وی در ذهنم باقی مانده‌است اما نکته‌ای که مرا به فکر وامی‌دارد آن‌است که در کشور ما که غالباً سرزمین شاعران مَرد بوده‌است، حتی وقتی زنی شکوفا می‌شود و زبان درکام نمی‌گیرد، از سوی بسیاری و از جمله نویسنده‌ی کتاب «تهمت شاعری»، آشکارا، متهم به دزدی شعر می‌شود. برای من، این نکته از اهمیت درجه دومی برخوردار است که بدانم شاعر آن شعرها، شخصی است به نام «پروین اعتصامی» یا «زهرا کلامی» و یا «صغری اهتمامی». آن چه مهم است آن که این شعرها، سروده‌ی زنی است‌ که فشار فرهنگی و اجتماعی هزاران ساله‌ی جامعه‌ی مردسالار ایران را با همه‌ی سنگینی آن، بردوش خود احساس کرده‌است. آیا نمی‌توان باورداشت که زن‌ها می‌توانند از همان توانایی، از همان اعتبار فکری و تیزی ذهن فراگیرنده و آفریننده برخوردار باشند؟ البته در جامعه‌هایی که دُم زنان را فقط به دُم مردان گره می‌زنند تا برای آنان اعتبار بیافرینند، شنیدن و خواندن چنین نکاتی، تعجب‌برانگیز نیست. اینان در عمل برآنند تا اعتبار انسانی زنان را در زیر پا له کنند تا بیشتر از آن، اجازه‌ی  «جسارت» به ساحت مقدس مردان نداشته‌باشند. شاید بد نباشد به این جمله‌ی خانم «کولت /Colette » نویسنده‌ی فرانسوی که در سال 1954 درگذشت، گوش‌کنیم تا دریابیم که هوشیاری زنان، نه به عنوان زن بلکه به عنوان انسان در بسیاری از موقع‌ها، ستون‌های ذهنی مردان را به سختی لرزانده‌است. این خانم می‌گوید: «یک زن می‌تواند یکی از چشم‌هایش را بر بسیاری از اشتباهات شوهرش ببندد اما با وجود این، قادر باشد، انبوهی از اشتباهات باقی‌مانده‌ی او  را با آن چشم دیگر خویش ببیند.»